عماد الدين حسن بن علي الطبري

52

كامل بهائى ( فارسي )

الْخاسِرِينَ ( اعراف 22 ) يعنى پروردگار ما ظلم كرديم بر نفس‌هاى خود اگر نيامرزى ما را و رحم نكنى هرآينه باشيم از زيان‌كاران . و اگر موسى بود گفت : رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ( قصص 15 ) بدرستى كه من ظلم كردم بر نفس خود پس بيامرز مرا . و اگر ذو النون بود گفت : لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ( انبياء 87 ) يعنى نيست هيچ خداى مگر تو پاك و منزه بدرستى كه من هستم از ظالمان . و اگر داود بود گفت : فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ ( ص 23 ) طلب آمرزش كرد از پروردگار خود و افتاد در ركوع و بازگشت . پس جمله انبياء تنزيه اللّه تعالى كردند و خطاها را مخصوص نفس خود گردانيدند ، و اگر عصيان عاصى فعل وى نبودى توبه چرا بايستى و قال : قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي ( سبا 49 ) بگو كه اگر گمراه شدم پس به درستى كه گمراه شدم بر نفس خود و اگر راه يافتم پس يافتم به سبب آنچه نازل شد به من از پروردگار من . و قال : ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ( نساء 81 ) يعنى آنچه مىرسد ترا از حسنه پس از خداست و آنچه مىرسد از گناه پس از نفس توست . و قال : هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ( تغابن 2 ) يعنى اوست خداى كه خلق كرده شما را پس از شماست كافر و مؤمن . يعنى كفر شما و ايمان شما از شماست نه از خدا و امثال اين از ابتداى قرآن تا آخر كه حوالهء معاصى بر آدمى فرموده . و شيطان گفت : لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * ( ص 83 ) اگر فعل فعل خدا بود نشايستى كه به فعل خود لعنت بر ابليس كردى و قال : إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ ( ص 79 ) بدرستى كه بر توست لعنت من تا روز جزا . غرض ايشان كه مىگويند شقاوت جملهء اشقيا به تقدير و ارادت اللّه تعالى است آن است كه چون ديدند كه بعضى صحابه و تابعين بر خاندان مصطفى ظلم كردند و حق ايشان بازستدند و به ظلم و طغيان فتوى دادند و به خون اهل بيت عليهم السّلام سعيها نمودند و دستهاى خود آلودند و عامه را جرأت دادند بر استخفاف ايشان ، و عقلا بر اين افعال ملامت بر ايشان مىكردند . براى دفع ملامت اين بدعتها نهادند كه بنده را فعل نيست و اين